تبليغاتX
چرا......؟

روزها می گذرد

ثانیه ها گویی در تلافی از هم سبقت می گیرند

پرستو ها به افق کوچ می کنند

گل ها سر به خواب می گذارند

و من به تماشای غروبی دلگیر می نشینم

با یاد تو غزل می گویم و برای دیدنت دست نیاز به آسمان بلند می کنم

به فردا فکر می کنم

فردایی که در آن غربت تنهایی نباشد

زمان می میرد

در هجوم نگاه تاریک شب

به خیالت سری می زنم

و صدایت را می شنوم که به من می گوید:

باز فردایی هست .می شود عاشق ماند

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 16:34
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T