تبليغاتX
چرا......؟

خدا را دوست دارم چون بدون آن زندگی نیست

زندگی را دوست دارم چون بدون آن عشق نیست

عشق را دوست دارم چون بدون آن تو نیستی

و تو را دوست دارم چون بدون تو من نیستم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 3:55
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

((چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما ولی وقتی دیدیش هیچی

جز سلام نتونی بگی .))((چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس

کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری.))چقدر سخته گل آرزوهای

تو توی باغ دیگری ببینی .و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم بگی

گل من باغچه نو مبارک.))

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 3:37
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

زندگی آرام است .مثل آرامش یک خواب بلند.زندگی شیرین است .مثل شیرینی یک زوز قشنگ .زندگی رویایی است .مثل رویای یک کودک ناز. زندگی زیبایی است .مثل زیبایی یک غنچه باز .زندگی تک تک این ساعت هاستزندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر من.زندگی پینه ی دست پدر است .زندگی مثل زمان در گذر است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 3:22
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 3:16
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

هرگز به پایان را نمی اندیشیدم

چرا...که می دانستم بی تو

در انتهای راه خبری نخواهد بود

بی تو...در انتهای هیچ چیز

خبری نخواهد بود

من فقط...از پایان تو می ترسیدم

پایان تو...سرآغاز مرگ تدریجی من

بود

و بستن دفتر شعرم برای همیشه

حال... از تو می خواهم

آغاز کنی ابتدا را

چون...همان لحظه های که ترا...در زیر باران

دیدم

به پایان راه نیندیشیدم

حال می خواهی آغاز کنی

همان پرواز را آغاز کنی

از لحظه شروع

لحظه سلام و درود

از لحظه تلافی نگاه دو همزاد

در زیر باران شروع کنی

و چون من...به پایان راه نیندیشی

که اندیشیدن به پایان راه

شور پرواز بی پروا را در ما خواهد کشت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 3:7
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 3:8
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

مهربانی نگاهت در من طوفانی ازعشق به پا می کند و با تمام احساس می گو یم دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:46
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

امتداد لحظه هایم تکرار همیشه با تو بودن است پس همیشه بمان

چرا که وجودت تنها بهانه زندگی من است با من بمان وآفتاب وجودت

را از من مگیر تا ابد دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:44
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:41
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

عشق تنهایک بار برای هر کسی می آید وبرای تمام عمرش می ماند و در نهایت خواهد رفت

تا ما برویم تنها برای قلب تو که اولین واخرین حکایت بی انتهای عشقم هستی می نویسم که دوستت دارم

در کنارم بمان که بی تو برگهای شادیم می ریزد .به خاطر مهربانی های بی دریغت از تو قدردانی می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:35
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:32
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار در انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی لحظه های انتظار

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4:30
  به قلم: سارا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T