خدا را دوست دارم
چون بدون آن زندگی نیستزندگی را دوست دارم
چون بدون آن عشق نیستعشق را دوست دارم
چون بدون آن تو نیستیو تو را دوست دارم
چون بدون تو من نیستم((چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما ولی وقتی دیدیش هیچی
جز سلام نتونی بگی .))((چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس
کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری.))چقدر سخته گل آرزوهای
تو توی باغ دیگری ببینی .و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم بگی
گل من باغچه نو مبارک.))

هرگز به پایان را نمی اندیشیدم
چرا...که می دانستم بی تو
در انتهای راه خبری نخواهد بود
بی تو...در انتهای هیچ چیز
خبری نخواهد بود
من فقط...از پایان تو می ترسیدم
پایان تو...سرآغاز مرگ تدریجی من
بود
و بستن دفتر شعرم برای همیشه
حال... از تو می خواهم
آغاز کنی ابتدا را
چون...همان لحظه های که ترا...در زیر باران
دیدم
به پایان راه نیندیشیدم
حال می خواهی آغاز کنی
همان پرواز را آغاز کنی
از لحظه شروع
لحظه سلام و درود
از لحظه تلافی نگاه دو همزاد
در زیر باران شروع کنی
و چون من...به پایان راه نیندیشی
که اندیشیدن به پایان راه
شور پرواز بی پروا را در ما خواهد کشت

مهربانی نگاهت در من طوفانی ازعشق به پا می کند و با تمام احساس می گو یم دوست دارم
امتداد لحظه هایم تکرار همیشه با تو بودن است پس همیشه بمان
چرا که وجودت تنها بهانه زندگی من است با من بمان وآفتاب وجودت
را از من مگیر تا ابد دوستت دارم

عشق تنهایک بار برای هر کسی می آید وبرای تمام عمرش می ماند و در نهایت خواهد رفت
تا ما برویم تنها برای قلب تو که اولین واخرین حکایت بی انتهای عشقم هستی می نویسم که دوستت دارم
در کنارم بمان که بی تو برگهای شادیم می ریزد .به خاطر مهربانی های بی دریغت از تو قدردانی می کنم.

عشق
یعنی سوختن یا ساختنعشق
یعنی زندگی را باختنعشق
یعنی انتظار در انتظارعشق
یعنی هر چه بینی عکس یارعشق
یعنی در فراقش سوختنعشق
یعنی دیده بر در دوختنعشق
یعنی لحظه های انتظارعشق
یعنی لحظه های ناب ناب